همونطور که گفته بودمُ سعی می کنم هر جمعه وصفی از سفر به دیار یار بنویسم. و ابتدا پیشنهاد می کنم دوستانی که مطلب قبلی رو نخوندن، اول اونو بخونن. سعی کردم کوتاه بنویسم!چون قراره این سفرنامه رو به شکل قسمت های کوتاه و سلسله وار بنویسم.
پیشاپیشم از شما که نظر می نویسید و "زائر دیار یار" می شید، متشکرم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گفته بودم که برف و سرما باعث شده بود من مدارکم رو دیر به دانشگاه برسونم. شاید خدا می خواست بهم بگه: "پسر جون یه جا دعوتت کردن، مدعو هم بایدخودشو آماده کنه!" بعد از دعا به درگاه خدا، چند روز بعد به دفتر کارشناس فرهنگی مراجعه کردم و ایشون گفت چند نفر مثل شما به خاطر برف نتونستن به موقع بیارن و برای شما و اونها رو چند روز دیگه می برم استان! ![]()
و باز هم خدیا شکــــــرت...![]()
بعد از چند ماه، تیر ماه اس ام اس ببخشید پیامکی اومد که مدیر کاروان (حاج آقا احمد رستمیان) ساعت و زمان پرواز رو مشخص کرده بود. متاسفانه روز پرواز با پرواز داداشم (که اون هم از طرف بنیاد نخبگان به عمره دانشجویی مشرف می شد) یک هفته تفاوت داشت و ما نمی تونستیم با هم باشیم. البته مدیر کاروانمون بعدها به من گفت اگر می دونسته می تونسته یه کاری کنه ما دو تا با هم بیفتیم. ولی خب ظاهرا قسمت نبود و بایستی داداشم یک هفته زودتر از من مشرف می شد.
دو جلسه ما رو برای توجیه دعوت کردن به دانشکده پرستاری نسیبه ساری. جلسه اول که نرسیدم!
و جلسه دوم که دو روز قبل از اعزام، ۴ مرداد بود.
شرکت تو اون جلسه و مداحی مدیر و معاون کاروانمون (حاج آقا سید جعفر صدری) واقعا حال و هوای خاصی به محفل داده بود...
روحانی کاروان (حاج آقا غفار شاهدی) هم کمی درباره اعمال عمره گفتند و مابقی را انشاالله به مدینه النبی (ص) وا گذاشتند!
دیگه داشتیم آماده سفر به دیار یار می شدیم...
یعنی خدایا، دو روزه دیگه ممکنه؟......
یعنی سه روزه دیگه تو مسجد پیامبر نماز می خونیم؟.....
ادامه دارد![]()
|
+
نوشته شده توسط
علیرضا حسین نژاد
در تاریخ جمعه 19 مهر 1387 و ساعت 05:54 ب.ظ
با موضوع، سفرنامه |
زائر
دیار یار
|
در زیر سفر نامه خودم رو به دیار یار شروع می کنم.
سفرنامه رو از وقایع قبل از سفر شروع کردم. و سعی می کنم تا آزمون کارشناسی ارشد هر هفته یک بخششو با عکس بزارم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادم هست سال اول دانشگاه (85-84) اصلا متوجه عمره دانشجویی نشدم و سال دوم دانشگاه (86-85) هم ثبت نام نكردم. موقع قرعه كشی اون سال هم تو نمازخونه دانشگاه بودم و یک دفعه اسم یكی از همكلاسیم رو خوندن که مشرف به دیار یار شدند. وقتی اسم این دوستم در اومد جَلدی پریدم بهش زنگ زدم و مشتلق
با خودم گفتم واقعا ممكنه من هم به دیار یار مشرف بشم؟...
سال بعدش (پارسال)، (87-86) سال سوم و آخر دانشگاهم بود. دیگه آخرین فرصت بود. یادم هست وقتی از دوستان شنیدم ثبت نام شروع شده، در اولین فرصت تو سایت لبیك اسمم رو نوشتم.
شنبه بود و تو انجمن علمی مدیریت نشسته بودم و مشغول بودم که یک اس ام اس اومد:
"علیرضا اسمت برای حج در اومد، مشتلق یادت نره"
و من اینجوری
شدم!
و اس ام اس های بعدی و...
و خدایا شکــــــــــــــــــــــــرت...
تا ۲۶ دی وقت داشتیم فرم ها و کار های مربوط به اون و تعهد نامه رو آماده کنیم. من هم این کار ها رو قبل از اون تاریخ انجام دادم ولی اون روزها مصادف شد با برف وحشتناک زمستونی که خاطرتون هست! دانشگاهمون تا ۱ بهمن امتحانارو تاخیر انداخت و من هم چون اهل شهر گنبد کاووس بودم و دانشگاه بابلسر با چند روز تاخیر (اون هم به خاطر برف و راه بندان ۱ بهمن فرم ها رو بردم دانشگاه ولی کارشناس فرهنگیمون گفت: "وقت تمموم شده و دیر آوردی و احتمالا از جایگزینا به جات می زارن!!!" ![]()
ادامه دارد...
- کلید واژه ها: دانشگاه مازندران، ثبت نام عمره دانشجویی،
|
+
نوشته شده توسط
علیرضا حسین نژاد
در تاریخ شنبه 13 مهر 1387 و ساعت 05:27 ب.ظ
با موضوع، سفرنامه |
سلام
عید سعید فطر، عید برگشت به فطرت پاک انسانی بر همه شما دوستان مبارک باد...
به مناسبت عید سعید فطر، قالب سایت همونطور که می بینید، عوض شد و یک چهره کاملا متفاوت گرفت.![]()
این قالب که یک قالب پویاست کار چند روزه (هم روز رو با کسره هم با ه می تونید بخونید!
) هست و خیلی دوست دارم نظرتون رو دربارش بگین.
تعداد زیادی عکس 360 (3D) هم دارم که در حین نگارش سفرنامه به هر بخش رسیدیم عکس 360 درجه اون رو خواهم گذاشت.
حقیقتا فایل های زیبایی هستند. تو اینجا که 3 تصویر گذاشته بودم. علاوه بر لینک دانلود قبلی جدیدا لینک مستقیم (و یا فایل های با حجم بالاتر را چند قسمتی کردم برای دانلود راحتتر و لینکشونو) قرار دادم که می تونید برای دانلود از اون لینک ها هم استفاده کنید.
مورد بعدی که می خواستم به شما بگم اینه که من امسال کنکور کارشناسی ارشد دارم و می خوام سخت منو دعا کنین و از این به بعد تا آزمون کمتر می تونم خدمت برسم.
سعی می کنم هر جمعه یک مطلب درباره سفر به "دیار" یار بنویسم.![]()
خوشحال می شم برای مطالب نظر بدین و از نظراتتون بهره مند بشم.![]()
التماس دعا...
یا علـــــــــــــــــــــــی

- کلید واژه ها: ماه مبارک رمضان، عید سعید فطر،
|
+
نوشته شده توسط
علیرضا حسین نژاد
در تاریخ پنجشنبه 11 مهر 1387 و ساعت 11:14 ب.ظ
با موضوع، مناسبت ها |
عید فطر همتون مبارک
امیدوارم عید فطر سال بعد و با لذّت بیشتری تجربه کنین.
از علیرضام برای عیدی قشنگش تشکّر میکنم. رنگ آرامش بخشی داره ولی دیگه اون نوار گوشه بالای صفحه رو نداره(خدا بیامرزتش نوار قشنگی بود).
منم به عنوان عیدی این سایتو با همه مخلّفاتش بهتون معرفی میکنم http://www.parsquran.com
تقریباً همه نرم افزاراش بدرد بخوره ولی من از آیه روزانش خیلی خوشم اومد خیلی چیز قشنگیه هر وقت که کامپیوترتو روشن می کنی تورو یاد قرآن میندازه در ضمن سرعت بالا اومدن کامپیوترو هم خیلی پایین نمیاره.
اینم تصویرش:

خداحافظ
- سایت های مرتبط: پارس قرآن،
|
+
نوشته شده توسط
حامد رضوانی
در تاریخ پنجشنبه 11 مهر 1387 و ساعت 10:53 ب.ظ
با موضوع، معرفی نرم افزار و برنامه |
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم …
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد بهت نزدیک شم …
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! … توبه میکنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

|
+
نوشته شده توسط
حامد رضوانی
در تاریخ دوشنبه 8 مهر 1387 و ساعت 11:55 ق.ظ
با موضوع، دلگویه |
تبلیغات 










